می خواهم که باشی ...همین جا کنار من
از آن روزها که دلم می خواست دور باشم پرت شده ام
از این پرت شدن های مداوم حالم بهم می خورد....
تو می گویی و من پرت می شوم لابه لا ی خاطره ها، آنجا که من بودم،تو بودی ،همه بودیم...رفیق دلم تنگ شده است ،چشم هایم را می بندم دستم را دراز می کنم و خ.باغ به...
چشم هایم را می بندم تو می آیی،همه می آیند من اما اینجایم!
جیمی که برود بگمانم دلتنگی ام لبریز می شود!
گاهی فکر می کنم تند بادی بود که هر کداممان را گوشه ایی انداخت اما نه تو سرت جایت هستی ما را پرت کرد! پرت در آینده بی انگیزه و نا امید
راستش را بخواهی انتظار شنبه را نمی کشم ،انتظارم برای دو شنبه است...دوشنبه ی سخت ،پرت شدن های من و روزهای سخت
یادم رفت بگویم خ.باغ به بعد از من مال توست!سهم دوست داشتنم اما مال خودم ....استنشاق بوی کوچه را یادت نرود!
می بوسمت دور ،خیلی دور